عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
558
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يعنى : موى بناگوش تو به سياهى دل فرعون ، و رويت به سپيدى دست موسى است دهان تو برهان عيسى دارد كه در خوشبويى جانها را زنده مىگرداند . يسار الكواعب . نام غلامى بود كه پيش دختر مولاى خود آمد و از او خواست كه با وى بيارامد ، دختر او را از آن كار بازداشت و از خود دور كرد بار ديگر خواست ، بار ديگر پاسخ رد شنيد ، باز بار ديگر و بارهاى ديگر . دختر گفت اگر از اين كار گزيرى نيست ، پس من بايد تو را با بخور خوش بوى گردانم اگر به گرماى آن تاب بياورى بدانچه خواهى مىرسى . پس آهنگ آتشدان كرد و آن را زير او قرار داد و كاردى آهنين در درون آن جاى داد ناگهان آلت او را بريد . غلام فرياد كشيد ، دختر گفت : بر آتشدان كريمان بايد تاب آورد . پس چندى نگذشت كه مرد و اين ماجرا و اين سخن مثل شد براى كسى كه به خويشتن ستم و جنايت روا مىدارد يا چيزى ارجمندتر از خود مىخواهند فرزدق در بدگويى و سرزنش جرير گويد : و هل انت ان ماتت اتانك راكب * الى آل بسطام بن قيس بخاطب و انى لاخشى ان خطبت اليهم * عليك الّذى لاقى يسار الكواعب يعنى : اگر ماده الاغ تو مرد تو بر آنى كه سواره پيش آل بسطام روى و از آنها زنى بخواهى . در اين صورت من براى تو مىترسم از آنكه بر سر يسار الكواعب آمد . ينبوع الأحزان . يكى از دانايان گفته : اندوخته و دارايى سرچشمهء اندوه است . عبيد الله بن ماهر گويد : ألم تر أنّ الدّهر يهدم ما بنى * و يأخذ ما أعطى و يقسد ما أسدى فمن سرّه ألّا يرى ما يسوءه * فلا يتّخذ شيئا يخاف له فقدا يعنى : مگر نمىبينى كه روزگار هر چه را كه برافرازد ، ويران مىكند و هرچه بدهد مىگيرد و اگر بهرهاى برساند تباه مىكند هر كس كه از نديدن چيزهاى